تبليغاتX
سیاه-سفید

 

  • بسيار قبل و بعد از حملهء اسکندر مقدونی، چنگيزخان مغول، تيمور لنگ، خليفه عُمَر و... به ايران، خودِ ايرانی‌ها بارها و بارها بدون اينکه خودشون رو متجاوز بدونند، اقوام مختلف رو مورد تهاجم و غارت قرار داده بودند...هيچکس هم نپرسيده بود چرا؟!
  • تو کتاب اوّل دبستان نوشته بود: «بابا آب داد، بابا نان داد.»...ولي تکليف خانواده‌هايی که بابا ندارند، مشخص نشده بود...هيچکس هم نپرسيد چرا؟!
  • قديما، تو همهء سريالهای تلويزيون، خانم‌خوبه چادری بود و خانم‌بَده مانتو روسری پوش، آقاخوبه ريش داشت و آقابَده هم سه‌تيغ می‌کرد...هيچکس هم نمي‌پرسيد چرا؟!
  • قرار بوده بجنگيم تا پيش دنيا و نسلهای قبل و بعد تاريخ سربلند باشيم، نه اينکه همه جای دنيا، به چشم يه خرابکار و تروريست و جنگجو به ما نگاه کنند...هيچکس هم نپرسیده چرا؟!
  • همهء عالَم و آدم عقيده دارند که مردمان ايران باهوش‌ترين و جسورترين و جاه‌طلب‌ترين و زرنگ‌ترين و همه‌چيزهای‌خوب‌ترين!! انسانهای روی زمين هستند، ولی به جای خاصّی نمی‌رسند...هيچکس هم نمی‌پرسه چرا؟!
  • همهء قصه‌های عالَم بالاخره يه روزی به سر خواهند رسيد، ولی کلاغه هيچوقت به خونه‌ش نخواهد ‌رسيد...هيچکس هم نخواهد پرسيد چرا؟!

 

 

شايد خون ما از خون اقوام ديگه رنگين‌تر بوده...

شايد خانواده‌های بدون بابا در ايران وجود نداشتند...

شايد قبلاْ آدمها رو جور ديگه‌ای وزن می‌کرديم...

شايد پرسيده‌اند و چوبش را خورده‌اند...

شايد کسی اهميّتی نمی‌ده...

شايد هم قصه‌های عالَم هيچوقت به سر نخواهند رسيد...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 19:13  توسط سارا طهرانيان  | 

    


                                                    ANGOLA  
                                                    اجاره‌نشين‌ها!

نمی‌دونم فقط من اين حس رو دارم يا ديگران هم در اين حس با من شريک هستند که وقتی اسم آنگولا رو می‌شنوم، ياد بدبختی و فقر و فلاکت می‌افتم! البته بعد از بازی ايران و آنگولا، دقيقاً مشخص خواهد شد که کدوم کشور بدبخت‌تره! کلاً فکر می‌کنم بعد از اين جام‌جهانی، کلمهء آنگولا و آنگولايی بطور کامل از فرهنگ لغات فحش‌های بچه‌ دبستانی‌ها حذف خواهد شد!


 ARGENTINA
اين گروه خشن!

در دنيا تيمی نيست که با آرژانتين مشکل نداشته باشه! حتی تيم‌هايی که تا حالا با آرژانتين بازی نکرده‌اند، با اين تيم مشكل اساسی و پدر كشتگی دارند! به قول يکی از مفسرين ورزشی تلويزيون، آرژانتين حريف ويژهء همهء‌ تيمهاست و هيچ تيمی دوست نداره که آرژانتينی‌ها از گروهشون صعود کنند! سبک بازی درگيرانه، خشن و در عين حال موذيانه و به قولی حرفه‌ای آنها، باعث شده که دو دسته طرز فکر دربارهء اين تيم وجود داشته باشه: يک عده اين تيم رو عاشقانه می‌پرستند، يک عده هم از اين تيم متنفرند! حد وسط وجود نداره!


AUSTRALIA
يازده يار اوشن!

استراليايی‌ها هرگز در طول تاريخ، آن مساوی خانگی در مقابل تيم ايران رو از ياد نخواهند برد! مسابقه‌ای که در آن، ايران بازی باخته رو به مساوی تبديل كرد و استراليا رو از رسيدن به جام‌جهانی باز داشت! با اينكه آنها نمايندهء اقيانوسيه (اوشن) و در نتيجه يازده يار اوشن هستند، ولی در آن سال تيم ما با يک يار كمكی مخفی (شمارهء ¾)‌، و به سبك دوازده يار اوشن، استراليا رو به خاك سياه نشوند!


BRAZIL
سريال تکراری!

واقعاً هيچ چيز ملال‌آورتر از اين نيست که در اين جام هم برزيل قهرمان بشه! هرچقدر هم که تيم خوبی باشند، ولی من حاضر نيستم قهرمانی برزيل رو در اين جام ببينم! اگر اين اتفاق بيافته درست همان حسی رو پيدا می‌کنم که با ديدن دوبارهء سريال اوشين بهم دست خواهد داد!


COSTA RICA
کازابلانکا!

جون من قافيه رو حال ‌کرديد؟!


COTE D'IVOIRE
مرد فيل‌نما!

با شنيدن نام ساحل عاج، آدم به ياد عاج فيل می‌افته، هرچند ممکنه منظور از ساحل عاج، عاج فيل نبوده و بلکه عاج لاستيک باشه! ولی بهرحال اگر بخواهيم همون عاج فيل رو در نظر بگيريم،‌ تنها فيلم مشهوری که کلمهء فيل در عنوان آن هست، همين فيلم مرد فيل‌نماست که البته هيچ فيلی در آن وجود نداره!


ROATIA
خانهء دوست کجاست؟

بهرحال سرزمين مادری برانکو بايد برای ما هم احساسات برانگيز باشه، نه؟! خب شايد هم نه! ولی بهرحال به تيم سرزمين مادری مربی تيم ملی خودمون جور ديگری نگاه می‌کنيم، چون برانکو از رئيس‌جمهور سابق ايران نشان شهروند افتخاری ايران رو گرفته و به نوعی هم‌وطن ما شده، و ما هم به نوعی با مردمان کرواسی هم‌وطن‌خوانده شده‌ايم! حال پيدا کنيد باقالی‌فروش را!


CZECH REPUBLIC
بازگشت!

در فرهنگ لغات فارسی، بازگشت به معنی همان برگشت است که همانا واژه‌ای ناخوشايند برای چک و سفته می‌باشد! شايد ناکامی تيم فوتبال جمهوری چک‌ در دستيابی به مقامی که حقشان بوده، به خاطر اسمشون باشه! شايد بهتر باشه اسم کشورشون رو بگذارند «جمهوری چک تضمينی»!


ECUADOR
پروژهء جادوگر بلير!

فکر کنم تصوير يا خبر آن جادوگر اکوادوری که به آلمان آمده و تمام ورزشگاه‌های محل برگزاری مسابقات رو طلسم کرده، به سمع و نظر همه رسيده باشد! البته مقامات رسمی اکوادور، کار اين جادوگر را غيررسمی و شخصی اعلام کردند و خود آن جادوگر هم عنوان کرد که فقط قصد داشته ارواح پليد رو از همهء ورزشگاه‌ها بيرون کنه تا همهء‌ تيم‌ها به خوبی مسابقات خود رو برگزار کنند! البته بعد از بازی اکوادور و لهستان مشخص شد که آن ارواح پليد، در رختکن تيم لهستان باقی مانده بودند و هيچ بعيد نيست که يقهء حريفان بعدی اکوادور رو هم بگيرند! اگر ما (ايران) و اکوادور از گروه‌های خود صعود کنيم و در يکی از مراحل بالاتر با هم بازی کنيم، بازيکن شمارهء ¾ ما چنان پدری از آن ارواح پليد و جادوگر خبيث اکوادور در خواهد آورد که آن سرش ناپيدا! از ما گفتن، از آنها نشنيدن!


ENGLAND
تايتانيک!

غرور انگليسی‌ها و اين نکته که آنها قبل از هر جام‌جهانی خودشون رو برندهء اون جام حساب می‌کنند، باعث می‌شه که در بيشتر مواقع علی‌رغم شايستگی‌شون از دور مسابقات حذف بشن! حتماً آن جملهء متکبرانهء ملکهء انگلستان رو شنيده‌ايد که هنگام به آب انداختن کشتی تايتانيک (که در زمان خودش عظيم‌ترين ساختهء دست بشر بوده)، خطاب به مردم انگلستان گفت: «خدا هم نمی‌تواند تايتانيک را غرق کند.»!... ولی در اولين سفر، يک صخرهء نه چندان بزرگ تايتانيک رو غرق کرد!


FRANCE
انجمن شاعران مرده!

سرزمين هنر و ادبيات و ظرافت هنری! سرزمينی که مردمانش فوتبال را شاعرانه بازی می‌کنند! سرزمينی که فوتبال آن در همان يک دورهء ميزبانی، شکفت و باليد و پژمرد! شما در اين دوره شانسی برای قهرمان سال ۹۸ قائل هستيد؟!


GERMANY
مهمان مامان!

طفلکی ژرمن‌ها برای نشون دادن مهمان‌نوازی خود، در برگزاری جام سنگ تمام گذاشته‌اند! حتی کاپيتان علی‌دائی هم ديگه دلش برای لوبياپلوهای منزل تنگ نمی‌شه، چرا که آلمانی‌ها شور مهمان‌نوازی رو در‌آورده‌اند و غذای محلی هر کشور رو در هتل محل اسکان تيم اون کشور می‌بندند به ناف ميهمانان عزيز! به مهمان‌نوازی‌های ديگر اشاره‌ای نمی‌کنم، چون می‌ترسم تن هيتلر از اينکه بشنوه اموال نژاد آريا - ژرمن چطور برای نژادهای ديگه حيف و ميل می‌شه، به شدت ۸ درجه در مقياس ريشتر، درون قبر بلرزه!


GHANA
حنا، دختری در مزرعه!

همون قضيهء قافيه بعلاوهء مقداری اختيارات شاعری و وبلاگ‌نويسی! اگر پيشنهاد بهتری داريد، بگذاريد لب کوزه و دوغش را بخوريد!


IRAN
بزرگراه گمشده!

غير‌قابل‌پيش‌بينی‌ترين تيم دنيا! اين تيم توانايی اين رو داره که در عين شگفتی، برزيل رو در ريودوژانيرو شکست بده، ولی در عين حال در ورزشگاه آزادی به بحرين ببازه! بسياری از اتفاقاتی که در اين تيم می‌افته، هميشه در هاله‌ای از ابهام قرار داره و شايع است که ديويد لينچ، فيلم بزرگراه گمشده رو تحت تأثير بازی‌های تيم ملی فوتبال ايران ساخته! بهترين بازيکن اين تيم ابوالفضل نام داره که با شمارهء ¾ بازی می‌کنه و در بسياری از مواقع (مثل بازی با استراليا) به داد تيم می‌رسه . خوشبختانه اين دوره از ‌جام جهانی با هيچ مسابقهء وزنه‌برداری در دنيا همزمان نشده، و اين بازيکن که اغلب يار کمکی تيم ملی وزنه‌برداری ايران هم هست، در اين دوره از مسابقات جام‌جهانی فوتبال بطور تمام و کمال به کمک تيم ملی فوتبال ايران خواهد شتافت!


ITALY
بعضی‌ها داغش رو دوست دارند!

تيم خوش‌تیپ‌ها و خوش‌قيافه‌ها و بازیکنان دخترکش! از تمامی ملت غيور و هميشه در صحنهء ايران عاجزانه استدعا دارم، برای حفظ نواميس خود از بلای گرفتار شدن در دام عشق بازيکنان تيم ملی فوتبال ايتاليا، تماشای تمامی مسابقات اين تيم را تحريم نموده، موجبات حفظ غيرت مردان اين مرز و بوم را فراهم آورند! بديهی است در صورت راهيابی تيم ايران به مراحل بعد و رويارويی احتمالی دو تيم ايران و ايتاليا، تماشای آن مسابقه تنها با نظر مساعد علمای دين، و منحصراً‌ از درون آينه مجاز خواهد بود، ولی کلاً حکم به کراهت آن است. در صورتی که قبل از بازی کافور استعمال گردد، حکم از مکروه به مستحب مبدل می‌گردد!


JAPAN
سامورايی!

هرچند در فيلم سامورايی اصلاً شمشير سامورايی وجود نداره، ولی‌ در عوض روی لباس تيم ملی فوتبال ژاپن، تصويری سمبليک از شمشير سامورايی به چشم می‌خوره! بی‌ربطی اين يكی رو به بی‌ربطی آن يكی ببخشيد!


KOREA
مکعب!

اين فيلم علمی‌تخيلی، بهترين گزينه برای تيم ملی فوتبال کره است! کمی به اسم فيلم (مکعب)، اسم کشور (کره) و همچنين نحوهء تفکر و بازی اين تيم دقت کنيد تا راز اين انتخاب رو دريابيد!


MEXICO
زنده‌باد زاپاتا!

تابحال غير از نام اميليانو زاپاتا، انقلابی مشهور مکزيکی‌ها، نام مشاهير ديگری هم از مکزيک به گوشتون خورده؟! من که سوادم قد نداد! از دوستان مطلع، با حقوق مکفی  دعوت به همکاری می‌شود!


NETHERLANDS
گوزن‌ها!

می‌گويند شکارچيان گوزن در جنگل‌های قطبی، گوزن‌های فراری رو به سمت درختان در هم تنيده و تودرتو هدايت می‌کنند تا شاخشون بين شاخه‌ها گير کنه و صحيح و سالم گير بيافتند. بنابراين گوزن‌هايی که شاخ بزگتری دارند زودتر گير می‌افتند و در هنگام فرار از دست شکارچيان، شکوه و جلالشون باعث گرفتار شدنشون می‌شه. اين همان داستان هميشگی هلند بود: تيمی که هميشه زيبا و هجومی بازی می‌کنه و همين هجومی بازی کردن و کمی هم بدشانسی در قرعه، باعث شده که بارها تا فينال و نيمه‌نهايی جام‌جهانی صعود کنه، ولی شاخ پرشکوه بازی زيباشون بين شاخه‌های بازی سياستمدارانهء حريفان گير بيافته!


PARAGUAY
؟

قراره استيون اسپيلبرگ در سال ۲۰۱۲ يک فيلم بسازه که هنوز موضوع و جزئيات آن مشخص نشده، ولی در تماس تلفنی که با ايشان داشتم، اين قول را به بنده دادند که نام فيلم را در ارتباط با تيم ملی فوتبال پاراگوئه انتخاب کنند. ما هم ضمن تشکر بی‌پايان از ايشان، تا ساخته شدن فيلم دندان روی کبد می‌گذاريم!


POLAND
فهرست شيندلر!

جا داره که باز هم يادی بکنيم از عمو هيتلر! جات خالی!


PORTUGAL
پرتقال کوکی!

البته اين پرتغال با آن پرتقال را تفاوت از زمين تا آسمان است! مهم نيست منظور مرحوم کوبريک کداميک بوده، مهم اين است که ما از تيم ملی پرتغال بيشتر از سوسک می‌ترسيم و نعوذبالله فکر می‌کنيم که اين تيم، قهرمان دورهء ‌قبل جام‌جهانی است! پيشنهاد می‌شود به بازيکنان تيم ملی ايران سرمشق بدهند که دو صفحه مشق بنويسند «پرتقال» (با قاف نه با غين)، که ياد پرتقال خوراکی بيافتند و از تيم پرتغال نترسند! اگر منظور من رو فهميديد، برای خودم هم توضيح بدهيد لطفاً!


SAUDI ARABIA
به خاطر يک مشت دلار!

عرب‌های عزيز يک دکترين مشهور دارند:‌ «فلوس موجود، لا خيال الزحمة»! يعنی به قول خودمون، پول حلال همهء مشکلات است! در زمان‌های دور شايع بوده که عرب‌های باديه‌نشين، ابراهيم پيامبر رو هم با دلار نفتی راضی کردند تا خانهء ‌خدا رو در سرزمين اعراب بسازه، وگرنه خود خداوند که علاقه‌ای به سکونت در بيابان‌های خشک و سوزان عربستان نداشته، نعوذبالله! البته اين شايعه بعدها توسط سپ بلاتر تکذيب شد! رييس فيفا همچنين اذعان کرده که ما حتی با دريافت ۱۰۰ ميليون دلار هم حاضر نيستيم جام رو در اختيار عربستان قرار دهيم! البته سخنگوی فيفا از اظهار نظر دربارهء عکس‌العمل مقامات فيفا در مقابل پيشنهاد احتمالی بيش از ۱۰۰ ميليون دلاری عربستان، خودداری کرد!

SERBIA AND MONTENEGRO
قاتلين بالفطره!

ماجرای بوسنی‌هرزگوين را که فراموش نکرده‌ايد؟!


SPAIN
گاو!

پس از ميزبانی اسپانيا در جام جهانی، الان سالهاست که ماتادورها ديگر زمين مسابقهء فوتبال را با زمين گاوبازی اشتباه نمی‌گيرند و بازی زيبا و جذابی را از خود به نمايش می‌گذارند! البته اگر نظر خود اسپانيولی‌ها را بخواهيد، کلاً ترکيبی از گاوبازی و فوتبال، بسيار جذاب‌تر از خود فوتبال است!


SWEDEN
زرد قناری!

مردان زرد مو و زرد جامهء اروپای شمالی، کاری ندارند جز اينکه با تيم‌های بزرگ (بويژه انگليس) همگروه شده و موی دماغ آنها شوند! هرچه فکر کردم و گشتم، نام فيلمی که به پديدهء غول‌کشی اشاره کنه پيدا نکردم، بنابراين گزينهء بعدی رو انتخاب کردم، يعنی فيلمی از رخشان بنی‌اعتماد!


SWITZERLAND
ارباب حلقه‌ها!

سوئيسی‌های متعادل و صلح‌طلب و آروم و بی‌خاصيت! با اينکه مرکز اکثر سازمان‌ها و نهادهای بين‌المللی مثل کميته بين‌المللی المپيک در کشور آنهاست و پرچم اصلی پنج حلقهء‌المپيک هم در کشور آنها افراشته است، ولی در زمينهء ورزشی هيچ چيز قابل توجهی برای عرضه ندارند و فقط هر از چند گاهی، يکی دو تا ورزشکار کمی به درد بخور در کشورشون پيدا می‌شه که آنها هم يا ريشه و نژاد غير سوئيسی دارند و از مهاجرين هستند، يا بعضاً سوئيسی‌هايی هستند که دچار جهش ژنتيکی شده‌اند!


TOGO
باشو، غريبهء کوچک!

نمی‌دونم چرا با شنيدن اسم توگو، ياد فيلم «باشو، غريبهء کوچک» افتادم! راستی شما می‌دونيد چرا؟!


TRINIDAD AND TOBAGO
جزيرهء اسرارآميز!

بعنوان جايزه به افرادی که بتوانند اين کشور رو روی نقشه پيدا کنند، دو دستگاه پرادو به قيد قرعه اهدا می‌شود! جواب‌های خود را حداکثر تا پايان وقت اداری روز اول فروردين‌ماه ۱۳۳۲ به آدرس ادارهء سرپرستی کودکان بی‌سرپرست شهر ژوهانسبورگ ارسال کنيد. روی پاکت حتماً قيد شود: «انرژی هسته‌ای، حق مسلم ماست»!


TUNISIA
ماهی‌ها عاشق می‌شوند!

همينطوری بی‌ربط! دلم خواست! اگر لازم شد، فقط برای خود علی رفيعی توضيح می‌دم! لطفاً دخالت نکنيد!


UKRAINE
آخرين موهيکان!

مطمئناً بعد از بازنشستگی آندره شفچنکو و کناره‌گيری او از فوتبال، تيم اوکراین حرفی برای گفتن نخواهد داشت، و اين اولين و آخرين اميد اوکراين هم بعيد به نظر می‌رسه که در اين جام بتونه کمک زيادی به تيم کشورش بکنه! پيشنهاد می‌کنم شفچنکو به ايران بياد و ختنه بکنه و مسلمون بشه و يک زن کُردی بستونه و اسم خودش رو بذاره انورالدوله شاف‌چت‌كُن! و سالهای سال جای علی‌دايی رو در خط حملهء تيم ملی ما پر کنه! حداقل با تيم ملی ما می‌تونه قهرمان بزرگترين قارهء جهان بشه، ولی با بودن در تيم ملی اوکراين، داره خودش رو حروم می‌کنه!


USA
وکيل مدافع شيطان!

درسته که امريکايی‌ها تيم خوبی دارند و فوتبالشون سال به سال داره بهتر می‌شه، ولی چون شيطان بزرگ هستند و بی‌تربيت هم هستند! ما درباره‌شون حرف نمی‌زنيم! فقط مونديم بلاتکليف که تيم ملی فوتبال امريکا، جزء مردم امريکا حساب می‌شه يا جزء سياست امريکا؟! چون می‌خواهيم موضع بگيريم و بريزيم از ديوار کمپ تيمشون بريم بالا! به يک مشاور سياسی و يک زيگزال‌دوز مجرب نيازمنديم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 23:29  توسط سارا طهرانيان  | 

   

بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران           بر حال زار ايران در چنگ لاشخواران

گرگان بی ترحم در جامه شبانان                       دزدان بی تفقد در رخت پاسداران

اين موج قتل و غارت وين کين وين شرارت          کمتر بياد دارد تاريخ روزگاران

گرخون وطن پرستيد درهر کجا هستيد      يکدل زنيد و يک صف براين سيه تباران

با ياری اهورا خيزيم جمله از جا                   گيريم داد ايران،زين اهرمن شعاران

ز ايران خوب و زيبا،امروز مانده برجا         ويرانه ای غم انگيز،کانون سوگواران

تنها نه بر زن و مرد،رحمی دلت نياورد             کردی تو کودکان را،آماج تيرباران

 

    Women in  IRAN  -تجمع زنان

    Women in  IRAN  -تجمع زنان

    Women in  IRAN  -تجمع زنان  

    Women in  IRAN  -تجمع زنان

   

    Women in  IRAN  -تجمع زنان

   

     Women in  IRAN  -تجمع زنان

     Women in  IRAN  -تجمع زنان

     Women in  IRAN  -تجمع زنان

تنم درد می‌کنه...
خیلی زیاد...
نه بابت اینهایی که تو عکسها می‌بینید...
بابت اون چیزهایی که دیدم و عکسی ازش نیست...

 

سرزمين گل و بلبل به چه روزی افتاده است      بلبل آن وزغ است و چمن آن لجن است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 18:2  توسط سارا طهرانيان  | 

              

حافظ تو يکی از شعراش بطور واضح ميگه که:

وقتی انسان به چيزی اعتقاد پيدا ميکنه

ديگه اختيار از او صلب ميشود،به زور نميشه اعتقاد کسی رو عوض کرد

پس اين همه تفتيش عقايد چيه؟؟

اين همه ترس از نوشتن چيه؟
بدترين عذاب واسه يه نويسنده اينه که نوشتش رو کسی نخونه

بدترين عذاب واسه يه استاد واسه يه نظريه پرداز واسه يه آزادی خواه تفتيش عقيده ست!

بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران              بر حال زار ايران در چنگ....

شعر بالا و پست قبليمو سانسور ميکنم به خاطر همون آزادی که در چنگال وحشت افتاده!!!!

و بدترين عذاب واسه يه دانشجو ترس از کميته انضباطی و تعليق است

اونم واسه عقيدش!

بستند ز نفرت در دانشکده ها را       استادومبارز همه دربند کشيدند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 23:48  توسط سارا طهرانيان  | 

کنج اتاق نيمه تاريک

لميده روی زمين سردش

با کتابهای قطور و عجيبش

با نوشيدنی های اختراعی اش

در آهنگ های قديمی تکراری اش

با نوشته های بی معنی اش

اين روزها

دختر مو فرفری چشم سياه پريده رنگ

در خلوتی چنان آرام

که از آرامی نگران کننده است...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 20:18  توسط سارا طهرانيان  | 

 دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد برای اعلام همبستگی با دانشجویان دانشگاه تهران ومحکومیت حمله ی اوباش و لباس شخصی ها به کوی دانشگاه و همچنین در اعتراض به امنیتی و پلیسی شدن فضای دانشگاه و  اعلام انزجار از طرح تفتیش عقاید اساتید دست به تجمع زدند.

 

 

نظاميان در دانشگاه چه می کنيد؟

بازداشت و دستگيری ممنوع.

دانشگاه پادگان نيست.

دانشگاه جای آر.پی.جی نيست. 

خفتگان امروز،بردگان فردا

دانشجو می ميرد،ذلت نمی پذيرد

دانشگاه سنگر آزادی است

در این تجمع که  قریب به ۵۰۰ نفر از دانشجویان شرکت کرده بودند پلا کارد هایی نظیر :

خفتگان امروز بردگان فردا، جنبش دانشجویی وامدار هیچ جریانی نیست، دانشگاه  جای آر پی جی نیست، فاجعه ی ۱۸ تیر تکرار شد، در راه آزادی چیزی جز زنجیرهایمان برای از دست دادن نداریم و... حمل و سرود "یار دبستانی" و" ای ایران" نیز خوانده شد .

در انتها نیز بیانیه ی جمعی از دانشجویان دانشگاه فردوسی در حمایت از دانشجویان دانشگاه تهران قرائت شد:

جنبش دانشجویی آزادیخواه و مستقل ایران، روزهای سرنوشت سازی را پشت سر می گذارد. فشارهای روز افزون کمیته های انضباطی بر دانشجویان، توقیف و زیر ضرب گرفتن نشریات دانشجویی، تصفیه استادان باسابقه در دانشگاه به هر شکل از جمله بازنشستگی اجباری آنان، امنیتی کردن فضای دانشگاه و حضور نیروهای نظامی و امنیتی در دانشگاه به بهانه های واهی و انتصاب افراد غیرمتخصص و بی تجربه در پستهای مدیریتی دانشگاه، همه و همه یک چیز را هدف گرفته اند: نابود کردن استقلال دانشگاه و سرکوب دانشجویان آزادیخواه.

در چنین وضعیتی دانشجویان صریحا اعلام کرده اند که دانشگاه سنگر آزادی است و اعتراض به سرکوب آزادیخواهان و مقاومت در برابر سرکوبگران وظیفه جنبش دانشجویی. امروز جنبش دانشجویی آزادیخواه ایران اعلام می کند که تسلیم فشارها و سرکوبها نخواهد شد و خواستهای اساسی جامعه و توده مردم را فریاد خواهد کرد.

اگر امروز دانشگاه تهران وامیرکبیر مورد تعرض نظامیان قرار می گیرد، فردا سرنوشت دانشگاههای دیگر کشور از اصفهان و تبریز و مشهد تا اهواز و شیراز و کرمان، چیز دیگری نخواهد بود. در این برههی سرنوشت ساز، اتحاد و همبستگی دانشجویان آزادیخواه در سراسر کشور، رمز پیروزی آنان است. جنبش دانشجویی وامدار هیچ جریانی نیست؛ خواستهای این جنبش با نیازهای اساسی جامعه گره خورده است و هیچکس نمی تواند این پیوند استوار را به تباهی بکشاند.

علی رغم سانسور شدید خبری و تهدیدات فراوان امنیتی، دانشجویان دانشگاههای تهران همچنان به اعتراضات خود ادامه داده و بر آنها پای فشرده اند. در این میان و در شرایطی که احتمال وقوع جنگ امریکا علیه جمهوری اسلامی هر روز بیشتر شده وامنیت و آسایش جامعه و ساختارهای اقتصادی اجتماعی و مدنی آن در معرض خطر نابودی کامل و سقوط جامعه به ورطه جنگهای داخلی و خارجی قرار گرفته است، دانشجویان تهران راهی دیگر را در پیش روی جامعه به تصویر کشیده اند: مبارزه برای تعیین سرنوشت جامعه به دست خویش. مبارزهای که آزادی و برابری را هدف خویش اعلام میکند.

از همین رو وظیفه دانشجویان وهمه مردم این است که به حمایت از آنان بشتابند. ما دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، همبستگی کامل خود را با دانشجویان تهران اعلام کرده و خواهان آزادی همه دستگیرشدگان در جریان حوادث اخیر دانشگاههای تهران و رفع تعقیب و احضار از همه دانشجویان هستیم.

 

زنده باد دانشجویان آزادیخواه تهران!

زنده باد آزادی و برابری!

مشهد - 10 خرداد 1385 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 23:8  توسط سارا طهرانيان  | 

 

در سن هائی که ما هنوز زبان مردم را

نمی فهميم اگر گاهی در ميان بازی مکث می

کنيم ، برای اين است که صدای مرگ را بشنويم ..... و درتمام مدت

زندگی مرگ است که به ما اشاره می کند - آيا برای کسی اتفاق نيفتاده که

 ناگهان و بدون دليل

به فکر فرو برود و بقدری در فکر غوطه ور بشود که از زمان و مکان خود ش

بيخبر بشود و نداند که فکر چه چيز را می کند ؟ آنوقت بعد بايد کوشش

 بکند برای اين که بوضعيت و دنيای ظاهری خودش دوباره آگاه و آشنا بشود -

 اين صدای مرگ است

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 20:8  توسط سارا طهرانيان  | 

                            

  • "آب" خودش را با محيطش سازگار می کند

بدون آنکه "اصالت" خود را تغييردهد.

  • ما وارد اين دنيا نشده ايم،بلکه از آن بيرون آمده ايم

درست مثل يک "درخت" !!

 

يک چند به کودکی به استاد شديم       يک چند به استاد خود شاد شديم

پايان سخن شنو که ما را چه رسيد       از خاک بر آمديم و بر باد شديم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 22:30  توسط سارا طهرانيان  | 

they say we all lose 21 grams at the exact moment of our death

everyone

losig 21 grams...

how much fits into 21 grams

how much is lost

when do we lose 21 grams

how much goes with them

how much is gained

how much is gained

 

the weight of a stack of five nickels

the weight of chocolate bar

the weight of a hummingbird

how much the 21 grams weigh

how

much

the

21

grams

weigh

?

----------------------------------------------------

 losing 21 grams

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 0:33  توسط سارا طهرانيان  | 

گر همچو من افتاد ه اين  دام  شوی     ای بس که خراب باده و جام شوی

ماعاشق ورند و مست وعالم سوزيم      با ما منشين و گر نه بد نام شوی

                                           ***

بندی به پای دارم و باری گران به دوش        در حیرتم که شهره به بی بند و باریم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 20:28  توسط سارا طهرانيان  |