
ميدونستم يک روزی پوشش من خواهد بود
کفن
لباس خود را ديدم
ديگر نمی ترسم
چون ساعتی چند با کفن خود رقصيدم
رقص با کفن
مهمانی با کفن
و کفنی ميخواهم با نقوشی از افکار خودم
با خط خودم
که آنگاه که در آن تجزيه ميشوم
روحم با فکرم هم آغوش شود
مردن مان نيز با تناقض همراه است
کافری با کفنی از آيات قران
راست گفتی،فرشته ها خواهند خنديد